You are currently browsing the daily archive for آگوست 1st, 2008.
پيشنهاد دوست عزيزي بود كه دو سه شعر از مجموعه ” هوا را از من بگير، خنده ات را نه” را با متن انگليسي آن ها كه شعر ها از روي آن برگردانه شده در وبلاگم درج كنم به اميد پيشنهاد ها و نظرها. بد نيست مي شود هر از چند گاهي اين كار را كرد و نظر عزيزان راشنيد. دست به نقداين هم يك شعر از پابلو نرودا از مجموعه اي كه نام بردم و متن انگليسي آن .
باد در جزيره
باد اسب است:
گوش كن چگونه مي تازد
از ميان دريا، ميان آسمان.
مي خواهد مرا با خود ببرد: گوش كن
چگونه دنيا را به زير سم دارد
براي بردن من.
مرا در ميان بازوانت پنهان كن
تنها يك امشب،
آنگاه كه باران
دهان هاي بيشمارش را
بر سينه دريا و زمين مي شكند
گوش كن چگونه باد
چهار نعل مي تازد
براي بردن من.
با پيشاني ات بر پيشاني ام
دهانت بر دهانم
تن مان گره خورده
به عشقي كه ما را سر مي كشد
بگذار باد بگذرد
و مرا با خود نبرد.
بگذار باد بگذرد
با تاجي از كف دريا،
بگذار مرا بخواند و مرا بجويد
زماني كه آرام آرام فرو مي روم
در چشمان درشت تو ،
و تنها يك امشب
در آن ها آرام مي گيرم عشق من.
WIND ON THE ISLAND
:The wind is a horse
hear how he runs
through the sea, through the sky
He wants to take me : Listen
how he roves the world
.to take me far away
Hide me in your arms
,just for this night
while the rain breaks against sea and earth
.its innumerable mouth
,With your brow on my brow
,with your mouth on my mouth
our bodies tied
,to the love that consumes us
let the wind pass
.and not take me away
Let the wind rush
.crowned with foam
let it call to me and seek me
galloping in the shadow
while I, sunk
beneath your big eyes
just for this night
.shall rest, my love
